X
تبلیغات
راچینه - در پیرامون اقلیم یزد - نشانه شناسی نام روستای دربرز
راچینه
تاریخی - اجتماعی - فرهنگی - خبری
نگارش در تاريخ دوشنبه هفتم شهریور 1390 توسط کرامت یزدانی

مطلبی را در چند قسمت پیرامون روستای دربرز خواهم نوشت تا این روستا می تواند به عنوان یک پاره ای از محل زندگی عده ای انسان مورد کنکاش قرار داد و ان را در همه جوامع ضرب کرد البته تفاوتها در شکل و روش ها ناگزیر وجود دارد اما اصل و ریشه همگی مشترک هستند مطالبی که در پی خواهد امد نتیجه یک تحقیق میدانی  است که سالها از پیران و شواهد و اثار موجود در دربرز جمع اوری کرده ام باتلطبع اشتباهاتی هم دارد که به دلیل نبودن هیچ گونه اثر مکتوبی گریزی از ان نیست و من سعی کرده ام ان قسمتهایی که با عقل ادمی منطبق نیست حذف کنم ولی چیزی بر ان نیفزوده ام که مبادا انچه از دهان پیران بیرون امده محترم شمرده و بی کم وکاست در اختیار میگذارم اگر جایی نظر شخصی باشد خواهم گفت ...باشد که مورد توجه و الهام دوستانم باشد

قسمت اول :خواستگاه دربرز

پیران حکایت میکنند که در گذشته هایی دور (حدود 300 تا 350 سال پیش)دو برادر به نام های امین و سلیم از نیستانک کاشان برای پیدا کردن چراگاهی مستقل از پدر و همچنین به دلیل اختلافی که با پدر و دیگر برادران داشته اند راهی سفری ناشناخته میشوند انها بدون در نظر گرفتن مقصد گله گوسفند خود را به سمت جنوب حرکت میدهند و همانگونه که می چراندند ،گهگاه استراحتی و نهایتا به محل فعلی روستا که در دره ای بوده میرسند از شکاف کوه چشمه ای در حال جوشش بوده چون این چشمه در تابستان ان سال که خشکسالی بوده و اب مناسبی هم داشته تصمیم مکیگیرند که همان جا سکنی گزینند .و شرزوع به ساختن یک حصار ساده با سنگ های طبیعی و خشکه چینی میکنند سلیم هوشیار تر ،لاغر تر و زشت تر از امین بوده است به همین دلیل گله او سرحال تر و زاد و ولد گوسفندانش بیشتر بوده است. همچنین سلیم به دلیل هوش و اندک سواد ی که داشته برای فروش لبنیات و ...به اطراف و روستاهایی که ان زمان بوده میرفته یا به شهر یزد و...اما امین مدام به سلیم بد بین بوده و مدام در حال مشاجره بوده تا اینکه در یک دعوای شدید امین گله خود را جدا کرده و به دره ای بالاتر میرود و انجا می ماند که امروز به  مرزانک نامیده میشود و در فاصله یک کیلومتری  درب رز قرار دارد  سالها این دو برادر با هم قهر بوده اند تا اینکه زنی دیوانه از جایی میگریزد و به محل استراحت گله و چوپانش سلیم پناه میبرد و به هیچ عنوان بیرون نمی رود و به صورت خودجوش به سلیم در نگهداری و جابه جا کردن گله کمک میکرده است تا اینکه امین چند روزی ماجرا را از دور میبیند و دهن به دهن به چوپان ها و روستاهای اطراف خبر میدهد و به دلیل کینه ای که از برادر داشته به سلیم تهمت اسیر کردن زن را میزند و نهایتا معلوم میشود زن از ندوشن فرار کرده و کرو لال است اما دیوانه نیست خودش را به دیوانگی زده .مردم . اقوام زن برای بردن زن به دربرز که ان زمان فقط یک حصنی بوده برای گله می ایند و...                                      ادامه دارد

                                             ابوالفضل سلیمی درب رزی

خرید شارژ

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود